اینجا ایرانه عشق من همینو بس

یک جمله با کلی معنا : عشق به ایران
وای بر ما
مادران خانه بدوشی می کنند ای وای بر ما
خواهران هم خود فروشی میکنند ای وای برما
روشن اندیشان همه بر گرد منقل روز و شب
خلق تریاکی خموشی می کند ای وای بر ما
آن جوانانی که فرزندان این آب و گل اند
پشت دیوار باده نوشی می کنند ای وای بر ما
دختران را در حجاب تیره پنهان می کنند
با گلوله چهره پوشی می کنند ای وای بر ما
ریش و دستار و عبا ، هر گوشه ای بانگ عزا
این جماعت دین فروشی می کنند ای وای بر ما
کشوری را بر دم تیغ جهالت برده اند
ملتی را مغز شویی می کنند ای وای بر ما
مردمان خاموش و آزادی به بند اهرمن
حاکمان هم پرده پوشی می کنند ای وای بر ما
گر چه این قصه دل و جان را به آتش میکشد
پس چرا یاران خموشی می کنند ای وای بر ما
دولت پاکان اگر حاکم نگردد هر چه زود
کیش اهریمن چموشی می کند ای وای بر ما
inja irane ye gorbey 7000 sale
inja irane ye gorbey 7000 sale ke zendast ta vaghti ke nafte kham dare inja 4 fasle vali to dele mardomesh faghat barfe zemostono sarmaro dare inja ayneha toro be to neshon nemidan bebin gorbe mano be koja keshonde migan mardom ham toy roya hashon ghadam mizanan taghdiro vase ham dige ragham mizann inja rish bezar yaghe beband karet ro ghaltake khanjaro ghalaf kon besho vared to mahlake inja goftane haghighatam javaz nadaram onghadr moshkel dari ke vasat havas nadare inja khake ajdade mane irane man dare haroz bazam mishe virane tar inja irane ho az bala khoshgele hamin tosh ke miay ye chizaee hast moshkele nagim
که مختصر شناخته اند تو را
در جلوه هایی که دیده اند فقط
و همچنان به خطا رفته اند
با دیدگانی این چنین مشغول خویشتن.
...صبح بخیر آسمان عزیز!
ای رشته های معطر و دلچسب نسیم
که یآس را می زدایید
از این دنیا که آدمیان
مختصر شناخته اندش
در جلوه های که دیده اند فقط
و همچنان به خطا رفته اند
با دیدگانی این چنین مشغول خویشتن!
"برایان پَتِن"
خسرو شكيبايي درگذشت روحش شاد و يادش گرامي باد

به گزارش خبرگزاري فارس، «خسرو شكيبايي» بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون ساعت 9 صبح امروز جمعه 28 تير در سن 64 سالگي به علت نارسايي قلبي در بيمارستان پارسيان تهران درگذشت.
«خسرو شكيبايي» در سال 1323 در تهران به دنيا آمد و تحصيلاتش را در رشته بازيگري در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران به پايان برد. او تا پيش از انقلاب فقط در عرصه تئاتر فعاليت داشت و فعاليت حرفه اي در عرصه سينما را با بازي در فيلم «خط قرمز» (1361، كيميايي) آغاز كرد. اما سرآغاز دوره ي تازه فعاليت بازيگري شكيبايي را بايد فيلم «هامون» (1369، مهرجويي) دانست. او به خاطر بازي در اين فيلم سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول را در هشتمين جشنواره فيلم فجر به دست آورد. او همچنين براي بازي در فيلم «كيميا» (1374، درويش) بار ديگر برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول از سيزدهمين جشنواره فيلم فجر شد. شكيبايي بازي در بيش از بيست و سه فيلم سينمايي و نيز مجموعههاي تلويزيوني متعددي چون «خانه سبز»، «سرزمين سبز» و... را در كارنامه خود دارد.
«خسرو شكيبايي» اخيرا در دومين جشن منتقدان سينمايي، جايزه يكي از برترين بازيگران سي سال سينماي پس از انقلاب را روي صحنه از دستان محمدباقر قاليباف، محمد خزاعي و محمدرضا جعفريجلوه گرفت و با ابراز تشكر، صحنه را ترك كرد
خسته ام ،از نسل انسان خسته ام
خسته ام ،از آدمستان خســته ام
ديگر اكنونم نه شوري در سر است
از كوير و از گلستان خسـته ام
صادقم آخر، نديدم صادقــــــي
معتكف در اين شبستان خسـته ام
در ميان خيل مردم بس غريــــت
هم ز عاقل هم ز مستان خسته ام
رندي و بد مستي و عاشق كـــــشي
ديگر از اينگونه پستان خسته ام
چون نديدم از ازل يك يـــار دل
از ازل تا اين الستان خسـته ام
عمري ام آخر نشستم عـــــهد دل
سوختم ، از عهد و پيمان خسته ام
كاش روزي نوبت وصلي رســــــــد
چون ز مرگ و داغ و هجران خسته ام
از تمام عمر ،سهمم داغ توســـــت
ديگر از هر روي خندان خســته ام
كاش در اين عمر بودي روز خــــوش
چون من از اين بند و زندان خسته ام
آخر اي اميد سوزت كشتــــــه ام
هم ز يار و نارفيقان خســــته ام
وطن من کجاست؟
چه کسی می داند؟
ریشه ی خشکیده من، به کدامین خاک است؟
تازی ام ؟ یا که پارسی؟ به کدامین قومم؟
سجل جعلی من، سالهاست گم شده است
اندر این پستو نیست
به کجا باید گشت؟
به کجا باید رفت؟
ای فلانی که از ما حالمان می پرسی
وقت و بی وقت از ما چه خبر؟ می پرسی
هان که اینجا خبری نیست که نیست
همه روزها خفه ، همه شبها سرد است
شب و روز یکسان است، همه چی تکراریست
بلبلان فارغ از نغمه آزادی، همگی در خوابند
صف گوسفندان بر پاست، همگی پروارند
شیر گاوها بردند، ما ندانیم کجا
بس دورنگی در کار، پر غبار آلوده هوا
سر سبزت خوش باد، سر مردان اینجا، به بدن سنگین است
دل تو شاد و لبت خندان باد، دل ما غمگین است
ارزش جان بشر ، باب تجارت، مفت است
کمی آزادی بیاور، ببر از اینجا جان
جان انسان مفت است، قدر آزادی بالاست
راستی دهل و نقاره بیاور چند تایی
دیر زمانی است که مردم همگی در خوابند
باید اینک همه بیدار شوند
چه کسی دهل و نقاره زدن می داند؟
چه کسی اندک نفسی از ته جان بهر نقاره زدن می دارد؟
چه کسی خواهد زد دهل بیداری؟ همه دستها بسته است
مردم اینجا خوابند
همه دستها بسته است
نفسی دیگر نیست
مردم اینجا خوابند
جشن ها، يادگارهاي درخشان پدران و مادران بيداردل ما هستند كه در گذر تاريخ بسياري از آنها به دليل ويژگيهاي زمان و تعصبات بسيار از بين رفته و هم اكنون از آنها نمونه هايي بسيار اندك در ميان ايرانيان به چشم مي خورد. با اين حال اين نمونه هاي اندك، نشانه هايي بس بزرگند از انديشه بلند و طبع ظريف ايراني كه خداوند به اين قوم ارزاني داشته و آيين زرتشتي با پيام ها و آموزش هايش آن را آشكار ساخته است.
واژه جشن از كلمه يسنه اوستايي است با ريشه اي اوستايي به معناي ستايش كردن . بنابراين معناي واژه جشن، ستايش و پرستش است .
:همانگونه كه مي دانيد جشن هاي ايران باستان سه دسته اند :
(۱جشن هاي ماهيانه ۲ ( جشن هاي ساليانه 3)جشن هاي متفرقه
جشن خوردادگان يكي از جشن هاي ماهيانه اي است كه در روز چهارم خورداد ماه برگزار مي شود. از چگونگي برگزاري اين جشن در دوران باستان آگاهي دقيقي در دست نيست؛ اما چون خورداد به معناي رسايي و تندرستي است و در جهان مادي نگهبان آب است مي توان پنداشت كه نياكان ما در اين روز به كنار چشمه ها ، رودها و يا درياها رفته و به پرستش اهورامزدا مي پرداخته اند .
واژه اوستايي خورداد، هئوروتات است كه در زبان سانسكريت در ودا بصورت سئوروتات آمده و به معني رسايي و تندرستي است . اهورامزدا از سرچشمه بخشايندگي خويش اين فروزه را به واسطه امشاسپند هئوروتات به آفريدگان خود بخشيده تا هر پديده اي رسا گردد و رسايي و تندرستي نه تنها ويژه اين جهان است ، بلكه رسايي مينوي و تندرستي روح و روان ، هدف والاي جهانيان است .
اهورامزدا مي خواهد كه همگان به ياري امشاسپند هئوروتات از اين بخشايش مينوي و مهرباني حقيقي برخوردار گشته و هركس بتواند با نيروي رسايي و پرورش و افزايش آن در وجود خويش، داراي مقام رسايي و كمال بي زوال گردد .
فر و پيروزي ما ملت پيداست هنوز
كيش زرتشت ز آتشكده برجاست هنوز
كاخ داراي بلند اختر برپاست هنوز
طاق كسري به لب دجله هويداست هنوز
مردمان عجیبی هستیم !!!
بی شک مردمان عجیبی هستیم ! از یک طرف عرب ستیز ترین ملت گیتی هستیم و از طرف دیگر گذرنامه های تک تکمان ممهور است به مهر سفارت امارات متحده ی عربی در جوانی و عربستان در کهنسالی ! از آن طرف دم زدن از وطن پرستی و تمدن 2500 ساله مان گوش فلک را کر کرده و از این طرف به سختی توان جمع کردن یک میلیون امضا برای جلوگیری از تغییر نام خلیج فارس را داریم در همان حال که به راحتی نیم میلیون پیامک در یک ساعت برای عادل فردوسی پور و برنامه اش می فرستیم
اين شهر چقدر آشناست؟!!
شهر هرت جايي است که توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرتو نه... شهر هرت جايي است که وقتي از دختر مي پرسن مي خواي با اين آقا زندگي کني مي گه: نمي دونم هر چي بابام بگه شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر رو دعوت مي کني و شام مي دي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو کلي حرف بزنن شهر هرت جايي است که هرگز نمي شه تو پشت بومش رفت مگر اينکه از يک طرفش بيفتي.. شهر هرت جايي است که ....... خدايا اين شهر چقدر به نظرم آشناست ؟!!!!!!!!!!!!!!!!
ایرانی، ایران صدايت می کند!
ایرانی های فراری از ایران، با خرید ویلاهای تجملاتی و ایجاد فروشگاههای زنجیره ای و تاسیس شرکت های مختلف و 200 میلیارد دلار سرمایه گذاری، نقش بسیار مهمی در آباد کردن ریگزارهای گرم و خشک امارات متحده عربی داشته اند، و اما آیا دوبی و ابوظبی، هیچگاه برای آنان وطن خواهد شد، و هویت خواهد ساخت؟
در سالهای قبل از انقلاب و حتی بعد از انقلاب، بنابدلایل مختلف و شرایط اقتصادی کشور، بسیاری از ایرانی ها برای کار و کسب درآمد، به کویت و دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس می رفتند، و در نهایت، درآمد خود را به ایران می فرستادند، و در ایران سرمایه گذاری می کردند؛ و هیچگاه قصد و اندیشه سرمایه از ایران بیرون بردن و در کشورهای عربی سرمایه گذاری کردن را نداشتند.
ایرانیان مهاجر، در هر حال، ایرانی بودن و به ایرانی بودن خود افتخار می کردند، و اما وقتی عده ای توانستند به دلیل ضعف و سوء مدیریت و شرایط سیاسی و اقتصادی و اجتماعی کشور، با ترفندهایی از راههای غیرقانونی و نادرست، ثروتهای هنگفت و بادآورده ای را کسب کنند، برای حفظ سرمایه کثیف و غیرقانونی خود، راهی جز سرمایه گذاری در دیگر کشورها پیدا نکردند.
آنچه که امروز بنام سرمایه گذاری ایرانیان در امارات متحده عربی از آن یاد می شود، سرمایه بری و خون دل محرومین ایرانی می باشد، که بسیاری از مفسدین اقتصادی، بدون توجه به منافع ملت و مصالح کشور، در دبی و ابوظبی، با افتخارو به قیمت ذلت ایران، تبدیل به فروشگاه و ویلا و شرکت کرده اند.
راه فردای ایران آباد و آزاد، از امارات و کشورهای عربی نمی گذرد، راه فردای ایران را ایرانی، امروز با عشق و حربه عدالت، در درون ایران می سازد.
ایرانی هنوز زنده است. هنوز با تمام وجود در هنگامه جدال جناح ها و گروهها، از اعماق نفس می کشد، هنوز وجود و هویت و تاریخ و اندیشه و امید دارد، و بخاطر ضعف مدیران لایق و ناشایسته و وجود محرومیت و بی عدالتی و تبعیض، ایران و ایرانی را رها نمی کند، و به کشورهای عربی و دشمنان ایران پناه نمی برد.
ایرانی در هر شرایطی، رنجها و دردها و کمبودها و فشارها را تحمل می کند، در ایران می ماند و ایران را برای ایران و ایرانی می سازد.
ایرانی وطن فروش نیست.
ایرانی خائن و خیانتکار نیست.
ایرانی بی وطن نیست.
ایرانی برده و سر سپرده نیست.
ایرانی بی هویت و بی اندیشه نیست.
ایرانی خواب و بی ریشه نیست.
ایرانی، هنوز ایرانی است.
ایرانی مهاجر، پرنده عشق و محبت، اگر از ایران دور هستی، اگر از خاک ایران دور مانده ای، برای دفاع از حرمت نام ایران و ایرانی، خودت را از غریبه هایی که نام و شناسنامه و هویت ایرانی را سرقت کرده اند، جدا کن؛ از آنان دور شو، و به صدای ایران گوش کن.
ایران صدایت می کند.
بلند شو! کوله بارت را ببند، به ایران برگرد.
ایرانی در ایران و بخاطر ایران باید بمیرد.
نوروز باستانی را به همه دوستان و هموطنان عزيزم تبريک ميگم و
امیدوارم سال جدید برای شما و خانواده محترمتان سالی سرشار از موفقیت همراه با سلامتی کامل باشد

در سرزمین خورشید نوروز یادگار است
پیشین نشانه ماست همواره پایدار است
هر روزتان نوروز نوروزتان به نکویی آراسته باد
مراسم چهارشنبه سوري، بوته افروزي:
در ايران باستان رسم بود پيش از رفتن آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از پيش فراهم كرده بودند روي بام يا حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت "گله"كپه مي كردند
و با غروب آفتاب، زن و مرد و پير و جوان گرد هم جمع مي شدند و بوته ها را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار از روي بوته هاي افروخته مي پريدند، تا ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت را از خود بزدايند و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند، مردم در حال پريدن از روي آتش ترانه هايي مي خوانند.
زردي من از تو ، سرخي تو از من
سردي من از تو ، گرمي تو از من
غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا
اي شب چهارشنبه ، ای کلیه جاردنده ، بده مراد بنده
رفتار خشونت آميز و منفجر كردن مواد محترقه كه هر سال با خرابي خانه ها و سوختگي افراد همراه است با عرف و منش جامعه و رسومات گذشته مغايرت دارد.
مراسم ديگري مانند توپ مرواريد ، فال گوش ، آش نذري پختن ، آب پاشي ، بخت گشائي دختران ، دفع چشم زخمها ، قليا سودن ، فال گرفتن هم در اين شب جزو مراسم هاي جالب شب چهارشنبه اخر سال است.
گريزانم از اين مردم كه با من، به ظاهر همدم و يكرنگند
نمی دونم دیگه چی کار کنم؟
به هیچ کسی اعتماد ندارم![]()
کاشکی که تو این دوران نبودم تو این دورانی که همه پست شدن وفقط به فکر و منافع خودشونن
هیف هیف هیف .....؟؟؟!!!!
اهل دانشگاهم رشته ام علافيست جيبهايم خالي ست پدري دارم حسرتش يك شب خواب! دوستاني همه از دم ناباب و خدايي كه مرا كرده جواب. اهل دانشگاهم قبلهام استاد است جانمازم نمره! خوب ميفهمم سهم آينده من بيكاريست من نميدانم كه چرا ميگويند مرد تاجر خوب است و مهندس بيكار وچرا در وسط سفره ما مدرك نيست! ((چشم ها را بايد شست جور ديگر بايد ديد)) بايد از آدم دانا ترسيد! بايد از قيمت دانش ناليد! وبه آنها فهماند كه من اينجا فهم را فهميدم
29 بهمن ، روز سپندارمذگان ، روز عشق ایرانی شاد باد

تقویم کهنه رو باید ببندیم چرا باید دروغکی ببخندیم بهار داره پا میزاره تو خونه حنجره ء قلب ما کی می خونه.........![]()
تقویم کهنه رو باید ببندیم چرا باید دروغکی ببخندیم بهار داره پا میزاره تو خونه حنجره ء قلب ما کی می خونه.........![]()
واقعا چرا باید دروغکی ببخندیم ؟؟؟
یکی باید بیاد و سین سکوته بشکنه رمز قد کشیدنو تو کوچه فریاد برنه......تو کوچه فریاد برنه......!!!
جشن سده
۱۰ بهمن روز جشن سده
هزاران سال پیش در ایران زمین نیاکان ما آیین ها و جشن های بسیار زیبایی برگزار می کردند که هر کدام ویژگی های خود را دارا بود. برای نمونه هر روز از هر ماه نام ویژه خود را داشت مانند: اورمزد . بهمن.اردیبهشت.شهریور و.... که هرگاه نام این روزها با نام همان روز بر خورد می کرد آن روز را جشن می گرفتند.مانند جشن های فروردین گان.اردیبهشت گان و... وبدین گونه هرماه یک جشن و هر هفته نیز جشن آدینه (جمعه) برگزار می شد. چرا که نیاکان ما شاد زیستن را راه خوشبختی می دانستند و اندوه و زاری گناهی بزرگ شمرده می شد.همچنین جشن های نوروز.مهرگان و سده از جشن های بزرگ بوده که در اینجا تنها به سده اشاره می کنم
روز مهر از ماه بهمن برابر با ده بهمن ماه خورشیدی
جشن سده جشن پيدايش آتش است. صد روز از پايان تابستان گذشته و يا صد شب و روز به نوروز مانده است و كهن بودن آن به پايه جشنهاي نوروز و مهرگان ميرسد
از ديدگاه نجومي نياكان ما در روزگاران بسيار كهن، سال را به دو پاره بخش ميكردند. تابستان كه هفت ماه به درازا ميكشيد در نخستين روز فروردين ماه آغاز و آخرين روز مهر ماه پايان مييافت. زمستان از آغاز آبان ماه ميآغازيد و تا پايان اسفند به طول ميانجاميد.جشن سده، سومين روز از آغاز زمستان و يا سد روز و شب (پنجاه روز و پنجاه شب) به آغاز تابستان بود.
در تاريخ نسبت اين جشن به هوشنگ شاه داده شده است. در شاهنامه آمده است كه روزي هوشنگ شاه با همراهانش در كوهي ميرفتند ناگهان چيزي دراز، تيره تن، و سياه رنگ ديد كه ماري بود و هوشنگ باهوش و هنگ، سنگي گرفت و سوي مار پرتاب كرد كه آن را به كشد. سنگ به سنگ ديگري برخورد كرد و چون هر دو سنگ چخماق بودند، فروغ (جرقهاي) پديدار شد، به بوته گرفت و مار فرار كرد. از اين رويداد هوشنگ شاه شادمان شد و خداوند را نيايش كرد كه راز آتش را به او آشكار كرده است. شادمان و پيروز، هوشنگ شاه آتش را از همان هنگام قبله قرار داد، آن روز را جشن اعلام كرد و اين سنت تا امروز برجاست، به گفته فردوسي:
برآمد به سنگ گران سنگ خرد هم آن و هم اين سنگ گرديد خرد
فروغي پديد آمد از هر دو سنگ دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
جهاندار پيش جهان آفرين نيايش همي كرد و خواند آفرين
كه او را فروغي چنين هديه داد همين آتش آنگاه قبيله نهاد
يكي جشن كرد آنشب و باده خورد "سده" نام آن جشن فرخنده كرد
از نظر ديني، اين جشن به ياد آورنده اهميت نور، آتش و انرژي است. نوري كه از خداوند جداست و از خدواند جدا هم نيست. قبله اي كه در همه جا هست، دروني دل و جان همه نشانههايي از فروغ اهورامزدا هستند، بهشت دراوستا به نام روشنايي بيپايان خوانده شده است
دریای نور
دریای نور بـــــر زبز تاج بر زده..............از ریش تا به خیصه خود سیم و زر زده
نگشوده کشوری به دلیری و قلدری.............آن گوهر خــــــزینه نـــــــادر به سر زده
تاج و نگین و تخت و حمایل ز پیش و پس.......فریــــاد کور باش به هر بام و بر زده
دنبال او روانه مشیر و مشارهـــا...............خـــرگاه اقتدار به پالان خـــــــــر زده
خیل حرمسرا نه بسش بود هر زمان...........مرغ دلش به یام دگر بال و پـــــر زده
با گونه گونه همسر همبستر و غلام ..........بازش به دل هوای شکــــار دگر زده
هر قطعه کشوری به بهای مخنثـــی...........فریاد الحــــــــــــراج بر این بوم و بر زده
آن سو پـــسر ز جنگ و دلیری به خاک و خون......آتـش به جان دشمن ضد بشر زده
سد بار رانده اهرمنان را زین دیار.............بر کوه و دشت پرچــــــم فتح و ظف
***************
پیک پدر رسید چه پیکی که شعله ها...........بر جان و آرمان پــــــسر زان خبر زده
بنوشته بود کای پسر سخت کوش من.........عمــری در مبارزه بی ثمــــــــــــر زده
بگذر زجنگ و خود بنگر که این خرابه ها.....بر سود ما چه مایه زیان و ضرر زده
بازآ کنیزکــان و غلامان رسیده اند..............هر یک بچهره خنده بر روی قمر زده
بازآ و وصلشان چو پدر کامیاب شو................گاهی شراب وصل و گاهی نقل تر زده
برخواند نامه و بر زمین زد صلاح خویش......گویی ز خشم بر رگ جان نیشــتر زده
هر قطعه کشوری به بهای مخنثی؟..............ای دست خود چو شمر لعین بر کمر زده
اف بر تو باد و شوکت پوسیده تو باد..............ای پشت پا بر آن همه رنج پــــسر زده
آخر از این گناه تو در خون تپید و مرد..........سر را چو مرغ بسمله بر بام و د
********
ای شیــــــــر مرد بیشه فرزانگی فری...............ای آفتاب در شب دیجور سر زده
اسفندیــــــــــار پاک دل و قهرمان ما...............تن را به هفت وادی خوف وخطر زده
غم نامه ات به خون بنویسند عاشقان...........ای شهسوار غوطه به خون و جگر زده
لیکن تویی که نام و شرف زینت تو یافت........ننگ ابــــــــد به نام و نشان پـــدر زده


جمعی از دانش آموزان دختر با لباس پیشاهنگی هنگام شركت در یك مراسم كشف حجاب

حضور جمعی از مقامات كشوری و لشكری در مراسم كشف حجاب در یكی ازشهرستانها

شركت جمعی از دانشجویان دختر دانشسرای مقدماتی در مراسم سالگرد واقعه كشف حجاب

شركت رضاشاه در یكی از مراسم كشف حجاب

بازدید رضاشاه از زنان لرستان پس از كشف حجاب

تاج الملوك پهلوی و همراهان وی هنگام خروج از جایگاه مخصوص در میدان جلالیه تهران پس از شركت در مراسم كشف حجاب

بازدید رضاشاه و محمدرضا پهلوی (ولیعهد) از صف دانش آموزان در استان مازندران

جمعی از زنان پس از كشف حجاب با لباس جدید در مراسم استقبال از رضا پهلوی
با تشکر از کوروش
ايراني به خود آ ,, گر به خود آيي ,, به خدايي رسي
نام جاوید وطن، صبح امید وطن،
جلوه کن در آسمان، همچو مهر جاودان،
وطن ای هستی من، شور و سرمستی من،
جلوه کن در آسمان، همچو مهر جاودان،
بشنو سوز سخنم، که هم آواز تو منم،
همه جان و تنم، وطنم وطنم وطنم وطنم،
بشنو سوز سخنم، که نواگر این چمنم،
همه جان و تنم، وطنم وطنم وطنم وطنم،
همه با یک نام و نشان، به تفاوت هر رنگ و زبان،
همه شاد و خوش و نغمه زنان، زصلابت ایران جوان
با تشکر از یاران ایران جوان
پیش کوروش هیچ نامی بیش نیست
پیش او خور شید ، خامی بیش نیست
روز ما بی روی او چون شام دیر انجام شد
اهرمن نیکا و پورانش همی بد نام شد
اشک آنسان مرا پرده دریده در غمش
می دگر بازش ندانم جان خود را از منش
خرم آنانی که رویش دیده اند
و ز دهانش پند ها بر چیده اند
خرم آنانی که در پیمان او
جان گرو کردند هم با جان او
هر دمش سد آفرین و هردمش سد نو سپاس
هر گهی هر گوشه ای از نام او دارند پاس
نام او تابد زچهرم ، جای فر
گستهم! زین بیشتر داری تو سر؟
سالگشت درگذشت «سيبويه» ايراني كه براي زبان عربي «صرف و نحو» نوشت و به اين مناسبت نگاهي به اهميت جهاني ادبيات فارسي

صفحه اي از يك «كليله و دمنه» كه در سال 1429 از روي اصل آن رونوشت برداري شده و در موزه استانبول نگهداري مي شود
طبق نوشته روزنگارهاي بين المللي، «سيبويهSibbuyeh» زبان شناس معروف ايراني در نخستين هفته ژانويه سال 793 ميلادي در شيراز درگذشت. وي در زماني كه هنوز دقيقا به دست نيامده است در شهر بيضاء در استان فارس به دنيا آمده بود. اهميت تاريخي سيبويه از آن جهت است كه نخستين فردي بود كه براي زبان عربي صرف و نحو (گرامر) نوشت و صداها را در اين زبان مشخص ساخت. بنابراين، علامات ضمه، فتحه، كسره و تنوين ها اختراع و كار سيبويه ايراني است. وي با اين عمل عنوان «سيبويه نحوي» را به خود اختصاص داد. بدون كاري كه سيبويه كرد و در آن زمان يك شاهكار بود، پيشرفت زبان عربي ميسر نبود و استحكام اين زبان به اين صورت باقي نمي ماند. به اين ترتيب، اين ايرانيان بودند كه براي اعراب دستور زبان (صرف و نحو) نوشتند.
سيبويه در لغت به معناي كسي است كه بوي ميوه سيب مي دهد. تلفظ عربي آن چيز ديگري است.
هرگز دلم براي كم و بيش غم نداشت آري نداشت غم كه غم بيش و كم نداشت
در دفتر زمانه فتد نامش از قلم هر ملتي كه مردم صاحب قلم نداشت
در پيشگاه اهل خرد نيست محترم هر كس كه فكر جامعه را محترم نداشت
با آن كه جيب و جان من از مال و مي تهي است ما را فراغتي است كه جمشيد جم نداشت
انصاف و عدل داشت موافق بسي ولي چون فرخي موافق ثابت قدم نداشت
"محمد فرخي يزدي"
نوحه جمهوری
لاشخور گويد:
من که يکی لشخور آزاده ام ___ بهر فروش وطن، آماده ام
لنگ بود امشبه، عراده ام ___ درپی اين تازه لش افتاده ام
تا بکنم لقمه يی از آن جدا
آه که جمهوری ما شد فنا
جغد گويد:
جغدکی آنجا سر تابوت بود ___ از سخن لشخوره ، مبهوت بود
نوحه کنان در طلب قوت بود ___ عاشق سرداری ماهوت بود
بال بهم برزد و گفت ای خدا
آه که جمهوری ما شد فنا
لاشخوران جانب لش پر زدند ___ از غم اين فاجعه برسر زدند
برسر و برسينه مکرر زدند ___ چنگ به تابوت پراز زر زدند
سهم ربودند از ان کيسه ها
آه که جمهوری ما شد فنا
يک سگ بیچاره عقب مانده بود ___ ديرترک نوحه خود خوانده بود
زوزه کنان در پی لش رانده بود ___ بوی لشش معده گدازنده بود
هو زدی اندر پی شاه و گدا
آه که جمهوری ما شد فنا
ديد يکی زارعک لخت و عور ___ لش کشی لاشخوران را ز دور
گفت كه ای مست شراب غرور ___ حسرت جمهور ببر سوی گور
آه يتيمان فقير از قفا
شکر که جمهوريتان شد فنا
"محمد رضا ميرزاده عشقی"
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اسلام ...
جسد ظلم
ای دین سنان و خنجر و زورــــــــــ از منطق و دانش بشر دور
اسلام برو که بر نگردی
اسلام برو که برنگردی
آنگونه برو که بر نگردی

سرزمین ایران با قدمت چند هزار ساله و دارا بودن آثار تاریخی بی شمار یكی از 10 كشور نخست دنیا در زمینه ی وجود آثار تاریخی و باستانی است . به طور كلی ایران با داشتن تمدن چند هزار ساله تنوع آب و هوایی بسیار بالا و مناظر دیدنی و باستانی باشكوه و فرهنگ و رسوم غنی از لحاظ اكوتوریستی جزء 5 كشور برتر دنیا تلقی می شود .
این كه چرا ایران در زمینه توریست تا این حد ضعیف است و چرا سهم ایران از در آمد توریست كه 11 درصد از درآمد اقتصادی جهان را شامل می شود ،این قدر ناچیز است . و كمتر از 5 درصد درآمدهای ارزی كشور را شامل می شود ، باید با نگاهی دقیق جستجو كرد .
شاید یكی از دلایل این باشد كه ما خود را از یك ثروت و سرمایه ی اقتصادی بسیار بزرگ به نام صنعت توریسم محروم كرده ایم چون نفت داریم و به چنین ثروتــی فكر نمی كنیم ؟ ! این در حالی است كه كشور امارات با برخوردار بودن از منابع عظیم نفتی به یكی از اصلی ترین مقاصد توریست ها در دنیا تبدیل شده و دبی با ترافیك گردشگری مواجه است به حدی كه در ماههای ژانومه تا سپتامبر سال 2005 میلادی میزان اشغال مهمانپذیرها و هتل آپارتمانهای دبی به 84 درصد رسیده كه از این نظر هتل های نیویورك و سنگاپور در رده های بعدی قرار گرفتند .
واقعا نمی دونم چرا ؟؟؟
اين روز به مناسبت تكميل تصرف امپراتوري بابل به دست ارتش ايران (اكتبر سال ۵۳۹ پيش از ميلاد) و پايان دوران ستمگري در دنياي باستان برقرار شده است . ۲۵۴۴ سال پيش در همين ماه ارتش پیروز کوروش بزرگ تنها شاه پیامبر کره زمین وارد بابل شد تا همسایگی ها را از دستبردها و تجاوز دایم سلطان بابل برهاند و در اینجا بود که در کمال ناباوری بر خلاف تمام اقوام پیروز پیش و پس از خود این خدای مرد به جای غارت و کشتار و خون ریزی اعلاميه تاريخي آزادی را منتشر کرد كه نخستين سنگ بناي احترام به حقوق بشر و تشکیل يك دولت مشترك المنافع جهاني و هر سازمان بين المللي بشمار مي آيد.
ما در اینجا گرد آمده ایم تا این روز هفتم آبان را روز ملی ایران اعلام کنیم.
به تاریکی امروز ننگرید که آینده ایران روشن است. و این روشنایی به زودی بر همه ایرانیان و این سرزمین اهورایی خواهد تابید
کورش تو هرگز نخفته ای
کورش تو هرگز نخفته ای، که روح تو در وجود ما بیدار است
کورش، ما شرمنده توایم که با خیانت و کاهلی کشور را بارها در طول تاریخ به دست بیگانه اندیشان و بیگانه دلان بی فرهنگ و بی هویت سپردیم تا فرهنگ و هویت والای ما به نابودی کشانند. جاهلان را بر خود حاکم گردانیدیم تا دروغ و فریب و فساد را جایگزین راستی و درستی و دوستی نمایند، و تا ایرانیگری پندار نیک- گفتار نیک- کردار نیک فدای تنازع بقاء گردد.
ما که محبوب ترین همه جهانیان بودیم، منفورترین شدیم، ما که از پیشروترین در جهان اندیشه و دانش و فن بودیم، از عقب افتاده ترین شدیم، ما که از قدرتمندترین بودیم، توسری خورترین شدیم، و ما که از مرفه ترین بودیم، فقیرترین شدیم.
ولی کورش، خفّت تو به پایان خواهد رسید. ما سرزمین اهورایی تو را از سلطه فرهنگ بیگانه ی ضد ایرانی رها خواهیم ساخت. ما همانند تو، هرگونه تبعیض مذهبی را خواهیم زدود تا دوباره همه دینها، مذهب ها و باورها در سراسر ایران زمین آزاد و گرامی باشند. ما دوباره سرزمین تو را گهواره اندیشه و دانش و فن خواهیم کرد تا بار دیگر آفتاب خِرَد ایرانی بر سراسر جهان تابان گردد.
ما در اینجا گرد آمده ایم تا این روز هفتم آبان را روز ملی ایران اعلام کنیم. روز ملی ایران که در آن روز، کورش، نماینده هویت ایرانی، فرهنگ و خرد جاویدان ایرانی را برای همه جهانیان نهادینه کرد. روزی که نخستین اعلامیه جهانی حقوق بشر، 2000 سال پیش از مگنا کارتای انگلستان و 2300 سال پیش از اعلامیه حقوق بشر فرانسه و 2500 سال پیش از اعلامیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل، صادر شد و جهانیان را به آزادی و برابری و نیکبختی امیدوار کرد.
ما روز ملی ایران را هر سال در روز هفتم آبان جشن خواهیم گرفت و همانند نوروز این جشن را جهانی خواهیم کرد.
کورش مردمسالاری را به ما آموخت، وما مردمسالاری را بر ایران زمین حکمفرما خواهیم کرد.
کورش نخستین اعلامیه جهانی حقوق بشر را صادر کرد و برادری و برابری را به ما آموخت، و ما اعلامیه جهانی حقوق بشر را در ایران نهادینه خواهیم کرد.
کورش نخستین جامعه متمدن جهانی را بنا نهاد، و ما ایران را به جامعه جهانی پیوندی ناگسستنی خواهیم زد.
کورش راستگویی و درست کرداری را در ایران زمین نهادینه کرد، و ما میهنمان را از دروغ و فریب و فساد خواهیم زدود.
به تاریکی امروز ننگرید که آینده ایران روشن است. و این روشنایی به زودی بر همه ایرانیان و این سرزمین اهورایی خواهد تابید. با هم باشیم تا بار دیگر بیگانگان و دیوانگان ما را از راستای ایرانی بودن منحرف نکنند.
7 آبان 1386 (29 اکتبر 2007)
کتاب دو قرن سکوت حمله اعراب به ایران و کارهایی که این جانوران در ایران کردند و بلاهایی که به سر مردم ایران ( اجداد ما ) آوردند را شرح داده . پیشنهاد میکنم حتما دانلودش کنید .
کسی که ایران افتخار از او دارد.
به نام آنکه در شانش کتاب است
چراغ راه دینش آفتاب است
مهین دستور در بار خدایی
شرف بخش نژاد آریایی
دو تا گردیده چرخ پیر را پشت
پی یورش به پیش نام زرتشت
بزیر سایه نامش توانی
رسید از نو به دور باستانی
ز هاتف بشنود هر کس پیامش
چو عارف جان کند قربان نامش
شفق چون سر زند هر بامدادش
پی تعظیم و خور شادم به یادش
چو من گر دوست داری کشور خویش
ستایش بایدت پیغمبر خویش
(شعر از عارف قزوینی)
اگر که کالاها بـازم قیمتاشون قد کشیده
اگر ترافیـک خفنه ، موبایـلا آنتـن نمـیده
کنکور اگر که مشکله
حل نمی شه معادله
هرجا اگر خرابیه
تقصیر بدحجابیه !
***
اگر تو هر وزارتی پارتی و رشوه جاریه
اگر تـــو هـر اداره ای تخـــــلفِ اداریـــه
هرچیزی میشه زیر و رو
اگر تقلب میشه تو
حوزه ی انتخابیه
تقصیر بدحجابیه !
***
اگر که صُب تا شب باید مثل یه دانکی! کار کنی
اگر باید جـــون بکنــی تا همــسر اختیــار کنــی!
اگر یکی«جون»نداره !
برای شب نون نداره
یکی خونهش کبابیه
تقصیر بدحجابیه !
***
اگر فلانــی داره با فلانــی دعــوا میکنــــــــه
همش توی روزنامه ها تکذیب و افشا میکنه
اگر واسه یه لقمه نون
باید کنار هر ستون
چاپ بکنن جوابیه
تقصیر بدحجابیه !
***
اگر تو تبلیغات میگفت:«ما با حجاب کار نداریم
با هرچـی کار داشته باشیم کاری با اجبــار نداریم»
برای رای ِ پرفروغ
اگر که گفتن ِ دورغ
شیوهی راییابیه
تقصیر بدحجابیه !
***
اگر که دانشگاهامون نیمکتِ کافی ندارن
اگر که استادا یه ربع وقت اضــافی ندارن
دانشجو باید بدونه
اگر که تو کتابخونه
معضل ِ بیکتابیه
تقصیر بدحجابیه !
***
می خوام یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه
من باشم و تو باشــــی و یک شب مهتابی باشه
اگر دلم بهم میگه
یا تو یا هیچ کس دیگه
آسمونم که آبیه
تقصیر بدحجابیه !
***
اگر خیار گرون میشه سالی سه بار گرون میشـه
اگر که بــی مقدمـــه میـــوه به نرخ خــون مـــیشه
به جون کــامرون دیاز !
اگر که قیمت پیاز
به قیمت گلابیه
تقصیر بدحجابیه !
***
اگر برای ادعا زبــــــــــــــــــــــــــون داریم هزار وجب
ولی تو خیلی عرصه ها همش میریم دنده عقب
اگر دوای دردمون
همیشه صدتا کامیون
شعار انقلابیه
تقصیر بدحجابیه !
تقصیر بدحجابیه !


